آغازکتاب هدیه های آسمان(درس 1)

 

 

 

بعدازجشن شروع هدیه های آسمان برای ایجاد انگیزه

درس اول  با یه عروسک که یک پا نداشت،وارد کلاس شدم.

همهمه ای در کلاس برپا شد.خانم این چیه؟یه پا داره؟ حسابی

ذهنشون درگیر شد و هرکس یه نظری می داد. 

 


بعد،ازشون خواستم چشماشون رو ببندند.بعد بهشون گفتم که

چشماتون هدیه ای زیبا از طرف خداوند است.حالا این هدیه های 

زیبا را که توسط پلک هاتون کادو شده،باز کنید.

 

در ادامه درس بحث و گفت وگو کردیم که اگه هریک از اعضای بدن

نبود چه اتفاقی می افتاد ؟ و این که هر یک از اعضا اهمیت خاصی

دارند و در صورت نبودن هریک از اونها دچار مشکل می شویم.


همچنین برای درک عملی این موضوع ازشون خواستم یه دکمه ی

پیراهنشون رو باز کنند و بدون استفاده از انگشت شصت ببندند.

تلاش بچه ها دیدنی بود.بعدازاونهاخواستم باانگشت گوششون

رونگه دارن ،بعدباهاشون صحبت کردم ،اونها متوجه نشدندوهمش

می گفتند:خانم مانمی شنویم. بعداز اونها خواستم بدون دست

کتابشون رو ،ورق بزنن .درپایان جلسه اونها متوجه شدند

که در صورت نبودن هر یک اعضای بدن دچار مشکل می شویم.

پس برای داشتن این نعمت ها باید خدارو شکر کنیم و از این

نعمت ها درست استفاده کنیم.

درپایان شعرکتاب هدیه ها را باهم خواندیم.

 

 

 

 تشکرازخدا

 
 


منبع این نوشته : منبع
هدیه ,اونها ,خواستم ,دچار مشکل ,صورت نبودن